سبز می مانیم

ژوئیه 20, 2009

سایت اینترنتی Bild آلمان : مصاحبه تکاندهنده با یک عضو بسیج

دسته‌بندی شده در: Uncategorized — sabzmimanim @ 1:12 ب.ظ.
Tags:

با این تیتر ، سایت بیلد به مصاحبه تلفنی انجام شده با یک بسیجی اشاره میکند که توسط روزنامه «Jerusalem Post» انجام شده و در ادامه مینویسد که این مصاحبه تصویر زشت دنیای انسانهای تحقیرشده ،پر از خشونت و وحشیگری را به ما میدهد. تصویری روشن از یک دیکتاتور که از انسانها سوءاستفاده و به جوانان تجاوز کرده تا آنها بتوانند مجوز مرگ خود را دریافت کنند!
برای ترجمه ترجیح دادم متن مصاحبه چاپ شده در سایت اصلی رو انتخاب کنم. صرفنظر از فرضیه عمومی توطئه و دروغ پنداری هر آنچه در رسانه های اسراییلی در رابطه با ایران درج میشود ، باید متاسفانه اذعان کنم آنچه را خواندم به راحتی باور میکنم. کسانی که به گونه ای مستقیم یا غیر مستقیم از این حکومت در سالهای دهه 60 آسیبی به آنان وارد شده و عزیزانی را از دست داده اند بخوبی به جزئیات وحشیگری و خوی حیوانی این حکومت در برخورد با زندانیان سیاسی ، بخصوص دختران و زنان جوان آشنا هستند. حیف که پس از سی سال و عبور از همه هیجانات انقلاب ، آنچه که این نظام به نسلهای جوان طرفدار خویش از میان همه دستاوردهای مورد ادعای خویش هدیه داد ، همان توحش و دریدگی و خوی حیوانی اوایل نظام است. متن ترجمه مصاحبه (لینک متن اصلی به زبان انگلیسی در پایان آورده شده) :
در یک مصاحبه شوکه کننده و بیسابقه ، که مستقیما» انعکاس اعمال ضد بشری رژیم مذهبی تحت رهبری خامنه ای در ایران است، یک عضو نیروی شبه نظامی بسیج ، نقش خود را در سرکوب اعتراضات خیابانی در هفته های اخیر برای خبرنگار ما بازگو کرد. وی همچنین از جزئیات کارهای گذشته خود در این نیرو ، از جمله تجاوز به دختران ایرانی قبل از اعدامشان ، پرده برداشت. این مصاحبه بصورت تلفنی و از طریق یک منبع کاملا» موثق انجام شده که نام وی محفوظ است. این عضو بسیج ، پس از آزادی اش توسط مقامات از بازداشت به صحبت پرداخته است. او به جرم اینکه دو نوجوان ایرانی ، یک پسر 13 ساله و یک دختر 15 ساله ، را که از جمله دستگیرشدگان تظاهرات اخیر بودند را آزاد کرده است ، بازداشت شده بود.
وی گفت «تعداد زیادی از نیروهای پلیس و امنیتی را به جرم نرمش و مدارا با معترضین در خیابانها و یا آزادسازی دستگیرشدگان بدون کسب اجازه از مافوق خود ، دستگیر شده بودند.» وی به انتقاد از بکارگیری بیرحمانه ترین روشهای سرکوب از سوی دستگاه امنیتی حکومت علیه مخالفان پرداخت و گفت که اینان نیروهای تازه استخدام شده ای را (وی آنان را نیروهای امنیتی وارداتی نامید) از میان جوانانی در سنین بین 14 تا 15 سال در روستاهای کوچک جمع آوری کرده و به شهرهای بزرگ ، محل تمرکز اعتراضات ، میآورند. «به این بچه های 15-14 ساله قدرت و اختیار زیادی داده اند که متاسفانه از آن بسیار سوءاستفاده میشود. این بچه ها هر کاری را که دلشان بخواهد در برخورد با مردم انجام میدهند ، از خالی کردن کیف پول مردم تا خرید از مغازه ها بدون پرداخت پول و تماس نادرست و نامناسب با خانمهای جوان. دختران چنان وحشتی از آنان دارند که غالبا» با سکوت اجازه میدهند آنان هر کاری را که میخواهند انجام دهند.» وی اضافه کرد که این جوانکها و لباس شخصیهای افراطی هر کاری را به نام حکومت انجام میدهند.
او از پاسخ به سوالی در مورد نقش خود وی در سرکوب معترضان خیابانی و اینکه آیا از کرده خود پشیمان است بگونه ای طفره رفت.
- «من به هیچیک از آشوبگران! حمله نکردم – و اگر هم کردم اجبار در اجرای فرمان مافوقم بوده است» و ادامه داد : «من هیچ پشیمانی ندارم ، جز به خاطر اعمالی که به عنوان زندانبان در زمان نوجوانی خود مرتکب شدم»
در توضیح چگونگی پیوستنش به نیروی بسیج گفت که مادرش او را به بسیج فرستاد. «وقتی 16 سالم بود ، مادرم مرا به پایگاه بسیج برد و از آنها خواهش کرد تا مرا زیر پر و بال خود بگیرند. چرا که من کسی یا چیزی را بعنوان پشتوانه برای آینده خود نداشتم! پدرم در طی جنگ با عراق شهید شده بود و مادرم نمیخواست که من آلوده مواد مخدر شده و در خیابانها ولو باشم. من هیچ چاره ای نداشتم»
وی ادامه داد : «پس از مدتی فعالیت تبدیل به یک عضو برجسته بسیج شدم و طوری مافوقهایم تحت تاثیر قرار گرفتند که در سن 18 سالگی افتخار ازدواج موقت با دختران باکره محکوم به اعدام را به من دادند !!»
«در جمهوری اسلامی مجاز نیست که یک زن جوان باکره ، بدون توجه به جرمی که انجام داده ، اعدام شود. بنابراین شب قبل از اجرای حکم ترتیب مراسم ازدواج موقت محکوم را با یکی از بازجویان یا زندانبانان میدهند و بدین ترتیب دختر محکوم مجبور به برقراری رابطه جنسی با این شخص میشود. یعنی در واقع از سوی شوهرش مورد تجاوز قرار میگیرد. من از این مسئله پشیمانم ، حتی اگر این ازدواجها قانونی بوده باشند»
- چرا پشیمانی ، اگر این ازدواجها کار قانونی بودند؟ -»چونکه من میدیدم که این دختران خیلی بیشتر از شب ازدواج وحشت داشتند تا صبح اعدام و همیشه با همه وجود سعی میکردند مانع انجام این عمل بشن بطوریکه مجبور میشدیم توی غذاشون قرص خواب آور بریزیم! صبح روز اعدام هم کاملا» تهی از احساس بودند ، بنظر می آمد که آماده یا بهتر بگویم خواهان مرگ خویشند»
«گریه و فریاد آنها را بعد از تجاوز به یاد می آورم. هرگز نمیتوانم دختری را فراموش کنم که بعد از این عمل ، با ناخنهایش به صورت و گردن خویش پنجه میکشید و خود را بشدت زخمی و خونین کرده بود.»
- برمیگردیم به ماجراهای هفته های اخیر و تصمیم وی به آزادسازی نوجوانان بازداشت شده که در پاسخ گفت : «صادقانه بگویم نمیدانم چه شد که آنها را آزاد کردم ، تصمیمی که به بازداشت خودم منجر شد ، اما فکر میکنم بخاطر اینکه آنان خیلی جوان بودند ، در واقع بچه بودند و من میدانستم که اگر آنها آزاد نشوند چه بلایی سرشان میآید.»
وی میگوید «در جایی که این باور وجود دارد که یک پسربچه سیزده ساله (برای خانمها از 9 سالگی) به بلوغ رسیده و مسئول اعمال خودش است ، آزاد کردن یک دختر 15 ساله من رو جدا» دچار مشکل کرد.»
نامبرده دوران بازداشتش را اینگونه شرح میدهد : «در طول بازداشت برخورد بدی با من نشد ، مرا در یک اتاق کوچک زندانی و تنها رهایم کردند. حبس انفرادی بسیار برایم مشکل بود ، بنابراین وقتم را با عبادت !! و فکر کردن به همسر و بچه هایم گذراندم»

پوسته: Rubric. وب‌نوشت روی وردپرس.کام.

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.